تبليغاتX
دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوبارست

دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوبارست

حرف بین ما نگاه بود...

 

 

عزیزم نانازی چه قد خوشگلی

می دونید من یه دخترخاله دارم که مثل خواهرم دوسش دارم همیشه فکر میکنم ایشالابچه که بیاره این شکلیه

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 0:12 توسط بی نشون ها |


     

 

 

 

   اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی به تو قول نمیدم که منتظرت بمونم.اما ازت می خوام وقتی برگشتی یک شاخه گل روی قبرم بذاری..(میمیرم برات)

+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 0:19 توسط بی نشون ها |


 

بچه ها بازم سلام. ممنون از نظرات قشنگتون همتون به ما لطف دارید. راستش ما یعنی من و دختر خالم با شروع مدرسه شاید کمتر سر بزنیم ولی قول میدیم که سر بزنیم .خوب حالا اینا رو بیخی خودتون چطورید ما که خوب نیستیم اِ اِ اِ اِ مگه تونمی دونی چرا؟بابا مدرسه دیگه اصلا کی حال داره بره مدرسه وای بازم دوباره  کلاس های بی انتهای مدرسه که اصلا تمومیش محاله داره شروع میشه ولی از یه نظرایی هم خوب خوبه(بین خودمون بمونه ها) بابا زنگ تفریح یعنی زنگ عشق و صفا . تازه وقتی زنگ خونه میخوره ( وای یکی منو بگیره) ببین منظورم همون ما بود ها ( باز که داری می خندی خوب من و دخترخالم با هم میریم تو حال و غش می کنیم اصلا به تو چه، حسودیت میشه ) بابا زنگ خونه دیگه آخرشه همه عین گله گوسفند راه میفتن تو خیابونا به سمت خونه هاشون( واقعا اون لحظه یه لحظه ی تاریخی محسوب میشه) خوب شما چی اصلا از مدرسه خوشتون میاد یا مثل ما عزا گرفتید. اگه بچه درس خون ( همون خرخون، بلانسبت من و دخترخالم) هستید که حتما خوشتون میاد. ببین ما ازبچه خرخونا بدمون میاد ( همون گاو خون بهتره ) بابا آدم میره مدرسه هیچی، خرخونی هم بکنه والا نوبره. حداقل باید یه کم حال کنی دیگه( چه میدونم چه طوری مگه من بچه خلافم اِ اِ ببین چی میگه) دیگه باید تخصص خودتونو به کار بندازید و حال کنید.

خوب راستی ما میخوایم یه کم از این پسرا واستون بگیم. ببین تو رو خدا تا چه حد آدم میتونه خنگ( همون خر البته بلانسبت خر) باشه. بابا انقده میان طرفه دخترا که خودشونم خسته میشن هرچی دخترا محلشون نمیزارن، بهشون بی اعتنایی می کنن، واسشون اخم می کنن( خلاصه هر چی قسمت بشه) مگه میفهمند. ( بابا مگه عزیز دردونه ی مامان هم شد آدم ) والا پسرم پسرای قدیم که می شد مرد صداشون کرد،ازهمون غیرتیا که به جونشون قسم میخوردن نه این بچه سوسول قرتی های مامانی که با اون نصفه ریش مسخرشون( میخوان بگن ما هم پسریم) فکر میکنن دیگه آخرشن.ازاون شلوار جین وتی شرت تنگا نگو که دیگه داره حالم به هم میخوره بابا یکی پیدا نمی شه بهشون بگه که شما به خدا مثلا پسرید بابا مگه می فهمند( مثل همیشه) بابا چرا ناراحت میشید حالا باهاتون شوخی کردیم ، جون داداش شما آخرمعرفت و غیرتید اصلا اگه شما نبودید اونوقت چی میشد( زیاد جدی نگیرید)

خوب بگذریم. راستی آهنگ های علی اصحابی رو گوش دادید اگه ندادید خواهشا حتما گوش کنید خیلی قشنگه خداییش آخره حاله . صدای اصحابی هم مثل محسن یگانه  بد جور منو مجذوب کرده. ببین ولی کلی خوانندگی هم بی اعتبار شده ها . حالا هر کی از راه می رسه میخونه و میگه ما هم خواننده ایم . از مجوز گرفتن هم که نگو (  یه شعر واسه اماما می خونن و مجوزو استاد میشن   ، بابا شیطون بلا خیلی با حالی جون داداش اینجوریشو ندیده بودیم ) یه آدم وقتی میتونه بخونه که صداش یه طورایی اون حس رو داشته باشه یه آه باید توصدا باشه که طرف که داره گوش میکنه اون آه رو با قلبش بگیره و باورش کنه ( زیاد نرو تو فکرش یه لحظه جو گرفت منو ) خلاصه در کل مجبوریم گوش بدیم دیگه، ما که واقعا داریم با موسیقی زندگی میکنیم. آخه موسیقی غذای روحه و روحو با  نشاط میکنه ( بیا انقد میگی موضوعاتتون پیام فرهنگی نداره) راستی من یه آف دریافت کردم خیلی ازش خوشم اومد واسه شما هم مینویسم:

نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نامهربان بودیم و رفتیم

تمام اینها دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیمو رفتیم

بابا هر کی اینو گفته دمش گرم تازگیا که دیگه مد شده جدایی ها هم دیگه آسون شده ( عجب شعری گفتم ها)

خوب نظر یادتون نره ها که بازم واستون مطلب بزارم. بابا تو رو خدا این رسمش . خوب میای این مطلب رو میخونی یه نظر هم بده ( خسیس می ترسی کارتت تموم شه ) دنیا که به آخر نمی رسه تازه ما هم استفاده ی کنیم . اصلا شما تو نظرات واسه ما مطالب خوب بنویسید ما هم تو وبلاگمون با اسم خودتون درج می کنیم تازه واسه وبلاگتونم تبلیغ می کنیم ( دیگه چی میگی تو رو خدا آدم به این مهربونی تا حالا دیدی) خوب به خدا میسپارمتون 

بابای   تا بعد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 3:30 توسط بی نشون ها |


سلام.

نمی دونم تا حالا فهمیدید یا نه ولی ما دو نفریم دو تا دختر حتما فکر می کنید که وبلاگ  ما چه می دونم رمانتیکه عاشقونس ولی باید عرض کنیم خدمتتون که وبلاگه ما در مورد همه چیزه اصلا هر موضوعی که تو بخوای ( بابا با تو نبودم با کناریت بودم) خوب موضوعات این وبلاگ بسیار عالی در مورد مسائلی از قبیل: عشق بی گناهی خنده دار  خنده ندار گریه دار  گریه ندار بابا چه می دونم هر چیزی که بکشه ( منظور همون عشقه.  اِ اِ اِ ببین داره چی میگه من عاشقم  خودت عاشقی ها  دفعه ی  دیگه از این حرفا نزنی  دلخور میشم.)

خوب من ( ای بابا ما ببین اصلا هر وقت مفرد گفتم جمعش کن باشه،  باشه هی با توام  آفرین پسر خوب ، نه دختر خوب بابا چه می دونم اصلا بشر آدم حیوون وای ببخشید با تو نبودم که بلانسبت شما با کناریت بودم ) داشتیم چی می گفتیم آها میگفیتم که ما یعنی من و دختر خالم ، ای وای خودمون لو دادم  اصلا خیالی نیست . ما دو تا دختر خاله( می رویم خونه ی خاله می خوریم چلو کباب می پریم رو تختخواب  آخرشم که معلومه جونم براتون بگه خالم با پس گردنی ما رو میندازه بیرون میگه مگه شما دو تا بی خانواده عمه ندارید ما هم میریم خونه ی عممون نه اصلا میایم خونه ی تو  وای رنگش نگاه کن  بابا خونه ی تو نمیام که میرم خونه ی کنار دستیت) خوب ببین چه آدمی هستی همش میخوام دو کلام حرف درست حسابی بزنم نمیزاری  حالا ما دو تا میخوایم یه کم از اشتباهات روزمره  برات بگیم  فقط باید یه قولی بدی نخندی ها( آخه میدونی چرا هوا سرده خمیر دندونم گرونه  بعد ما نگرونت میشیم) خوب داشتیم میگفتیم نه تو رو خدا شنیدی کسی به حبیب بگه حبوب، یا مثلا به کامران بگه ماکران  یا مثلا کسی به بیسکویت بسته بگه بیسکویت بسوری بابا آخرشه اِ اِ اِ بچه چرا نمی خندی نه این بار با بغل دستیت نیستم با خودتم آره زود بخند نگران خمیر دندون هم نباش من و دخترخالم میخوایم به عنوان خیریه 1000 بسته خمیر دندون اهدا کنیم ممنون تشویق نکنید پس بدو بیا تا تموم نشده ( خوب ما میشماریم بعد شروع کنید به خنده  وان تو تری ههههههههههههه  یه طورایی می خواستیم بگیم ما هم خارجی بلدیم) یکی دیگه هم یادم افتاد یه نفر میخواست بگه هر چی بلدی حل کن ولی گفت  هر چی حلدی بل کن ( به جون داداش این یکی آخره خنده بود)

یه بار برق رفت بعد اومد( نخند)  یکی از این فامیلا جو گرفتش   خواست حرفی زده باشه گفت  رحمت به  روحت انیشتین(منظور ادیسون) بخند هوووو با توام من چه میدونم به ریش بغل دستیت بخند. عجب گیری افتادیم ها.

خوب حالا بذار یه کم واست از بحثای ( به جون مادرم من بیگناهم .. بابا میدونم ربط نداشت دیگه) من و دخترخالم تو نخ این خواننده با مراماییم( آخه می دونی عین سوزن تو این نخا گره خوردیم    ناگفته نمونه  نخند) نمی دونم تا حالا اصلا اسم علی اصحابی رو شنیدید یا نه ولی خداییش صداش حرف نداره هر کی گوش نداده نصف عمرش بر باد( واسه این دو تا دخترخاله) پس تا اون نصف بقیه مونده هر طور شده برو گوشش بده ما که بد جور رفتیم تو نخش

حالا میخوایم یه قسمت از یکی از ترانه هاشو واستون بنویسیم  به اسم گل شکسته

 

آخه گل شکسته تو دست تو اسیرم

اگه نیای تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم

محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم

محتاج یک نگاه قهر بکنی میمیرم

دست و پام گم میکنم وقتی نگام می کنی تو

نفس نفس هل می کنم وقتی صدام می کنی تو

                             

 

          

             اشک چشام دیدی بگو به چی رسیدی

 ( اینم به خاطر دختر خاله آخه عاشق این خطشه ولی دیگه بقیش نمینویسم که

بری گوش وکینی)

 

 

خوب فقط نظر نداده نری ها به خدا ما مردیم تا اینا رو نوشتیم

مرسی بابای

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 5:17 توسط بی نشون ها |


 

بنویس از سر خط بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست

 بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

  اون که گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ میخوره بر میگرده

 دیگه صداش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده  

دیگه گریه نکن آخه اشک تو باعث شادیه اونه

  دیگه به پاش نسوز آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه

 اگه می خواست میموند حالا که رفت و غصش رفته ز یادم

 اگه پیشم میموند میدید  جز اون به هیچکی دل نمیدادم

 

 


ما چون زدری پای کشیدیم کشیدیم

دل ز هر کس که بریدیم  بریدیم

 

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است

برای دیگری چتری باشی و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد

 

یک دعایی می کنم بگید آمین...

خدایا آن که در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت خواهشی دارم...

تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار

 

دوست دارم غرق چشمان تو باشم

                                               سالها

زانکه می دانم چشمان تو دوست دارد

                                              مرا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 6:22 توسط بی نشون ها |


نقطه سر سطر بچه ها بنويسيد:
با خط درشت، عشق را بنويسيد
اين مشق شب شماست در دفتر دل
صد مرتبه از روي وفا بنويسيد
يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم
گرچه در خود شكستيم،صدائي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پائي نكنيم

 


عاشقانه ...

پذيرفتي چه فريبنده ... آغوشم برايت باز شد چه ابلهانه... با تو خوش بودم چه کودکانه ... همه چيزم شدي چه زود ... به خاطر يک کلمه مرا ترک کردي چه ناجوانمردانه... نيازمندت شدم چه حقيرانه ... واژه غريب خداحافظي به ميان آمد چه بي رحمانه ... و من سوختم چه بچه گانه اما هنوز هم دوستت دارم...


بی حوصلگی                                                                                           

یک روز از جایی می گذشتم تکه چوبی دیدم روی آن نوشته بوداگر جوانی  عاشق شود باید چه کند و من بر روی تکه چوب در جواب نوشتم باید صبر     کندبار دوم که ازآنجا رد شدم دیدم درجواب من بر روی آن تکه چوب نوشته انداگر صبر نداشت بایدچه کند و من با بی حوصلگی تمام نوشتم باید بمیرد بارسوم که از آنجا ردشدم دیدم جوانی در زیر تکه چوب مرده است...       

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 5:39 توسط بی نشون ها |


برای همه ی آن هایی که بی تقصیرند:تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند . تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آن ها را نبست

ما تازه این سایت راه اندازی کردیم امیدواریم که همه شما دوستای خوب به ما کمک کنید. 

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 21:29 توسط بی نشون ها |


گر می دانی که در این جهان کسی هست که با دیدنش،رنگ رخسارت تغییر می کند و صدای  قلبت آبرویت را به تاراج می برد، مهم نیست که او مال تو باشد، مهم این است که فقط باشد، لذت ببرد و نفس بکشد

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 21:28 توسط بی نشون ها |


چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت دزدیده و به جاش یه زخم قدیمی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوز دوسش داری...

 

بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنند... و گنجشک ها جدی جدی می میرند. آدم ها شوخی شوخی زخم می زنند... و قلب ها جدی جدی می شکنند. آدم ها شوخی شوخی لبخند می زنند... و دل ها جدی جدی عاشق می شوند

 

دیگه قسم می خورم نامت را بر زبان نیاورم اما چه کنم نام تو سوگند من است.

 

            
 

 

¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ *****
________
xxxxxxxxx______xxxxxxxxx
_____
xxxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
_____
xxxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
_____
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx          
______
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx               تو می روی و من فقط نگاهت می کنم
_______
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx                تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم چون بی تو
_________
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx                    یک عمر فرصت برای گریستن دارم
____________
xxxxxxxxxxxxxxxxx                      اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست
_______________
xxxxxxxxxxxx
_________________
xxxxxxxxx
__________________
xxxxx
___________________
xxxx
___________________
xxx
__________________
xx
_________________

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 21:5 توسط بی نشون ها |


Military Time
12 Hour Time